by-pass


hFarsi - advanced versionDownload this dictionary
by-pass

شنت کردن ،باى پاس کردن ،پل زدن راه فرعى ساختن ،اتصال کوتاه کردن مجراى فرعى ،گذرگاه فرعى مسير فرعى ،دور زدن مانع ،گذرگاه فرعى ،لوله فرعى
علوم مهندسى : اتصال کوتاه
عمران : گذرگاه فرعى
علوم نظامى : لوله يدکى جا گذاشتن