subordinate


hFarsi - advanced versionDownload this dictionary
subordinate

تبعى ،زيرامر،تحت امر،يکانهاى تابعه ،مادون ،وابسته ،فرعى ،پايين تر،مرئوس ،تابع قراردادن ،زيردست يامطيع کردن ،فرمانبردار
قانون ـ فقه : مرئوس
روانشناسى : تبعى
علوم نظامى : تابع

 
کلمات مرتبط(4)